مقاله ای مختصر در مورد جرزی نیمن,آماردان بزرگ لهستانی

جرزی نیمن در سال  1884 از پدر و مادری لهستانی در شهر «بن دری» زاده شد.این شهر به علت تغییر و تحولات مکرر مرزی در اروپای شرقی در دوره هایی بین کشورهای رومانی،اوکراین و مولداوی دست به دست شده است.وی در سال 1912 برای خواندن ریاضیات به دانشگاه «خارکوف» وارد گردید و با اتمام دوره ی کارشناسی در سال 1917 برای کسب آمادگی جهت احراز منصب مدرسی،در این دانشگاه ماندگار شد، و نیز در همین زمان از طرف «انستیتو تکنولوژی خارکوف» سمت استادی به وی اعطا گردید.

در پائیز سال 1920 وی به کسب مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه فوق و احراز کرسی استادی در همان دانشگاه نائل آمد.نیمن تا زمانی که بیش از 27 سال از عمرش گذشته بود،از دو نظر در «اتروا» بسر می برد:هم از این جهت که در یک شهرستان دور از مرکز زندگی می کرد و هم اینکه از اقلیت های نژادی به شمار می آمد.

وی پس از اینکه در سال 1921 مطلع شد که می خواهند دستگیرش کنند،به خانه ی یکی از خویشاوندانش در یکی از روستاها پناه برد و در آنجا برای تأمین معاش به تعلیم فرزندان روستایی می پرداخت.

در تابستان همان سال،پس از خاتمه ی جنگ روسیه و لهستان به دنبال حصول موافقت نامه ای بین دو کشوربه منظور مبادله ی اتباع،وی به «خارکوف» بازگشت و از آنجا به شهر «بیدگوشج»در شمال لهستان عزیمت نمود و در «انستیتو ملی کشاورزی» به عنوان کارشناسی ارشد آمار مشغول به کار شد. در همانجا بود که وی دو مقاله ی مفصل در مورد آزمایش های کشاورزی به چاپ رساند.(اسپلاوا –نیمن،1990،1996)

نیمن در سال 1923 درجه ی دکترای خود را از دانشگاه ورشو دریافت نمود و از کاری که در «بید گوشج» انجام داده بود،به عنوان تز دکترایش استفاده نمود. در سال 1925 موفق به دریافت یک بورس دولتی برای یک سال تحصیلی در لندن در محضر «کارل پیرسون» گردید.پیرسون به نیمن توصیه کرد که قسمت دوم مطالعات خود راد ر روزنامه ی انگلیسی «بایومتدیکا»،(نشریه آمار حیاتی)،مجددا به چاپ برساند.(اسپلاوا –نیمن،1925) اما پیرسون معتقد بود که اظهار نیمن در آخر این مقاله مبنی بر اینکه تنها در نمونه گیری از یک جمعیت نرمال ، میانگین حسابی نمونه و واریانس نمونه مستقل از هم خواهند بود،اشتباه است.

هنگامی که نیمن تلاش کرد که(با انگلیسی دست و چا شکسته و در مقابل دیگر دانشجویان پیرسون) به وی بفهماند که بین استقلال و عدم وجود ارتباط غلط بحث کرده است،پیرسون صحبت او را قطع کرد و گفت:«آقای نیمن این صحبت شما شاید در لهستان صحت داشته،اما در اینجا صحت ندارد».وی نهایتاٌ ایده خود را برای «اگون پیرسون»توضیح داد و نهایتاٌ اگون پدرش را متقاعد کرد که،ایده ی نیمن اشتباه نیست.

ظاهراٌ مقاله ی سال 1925 چندان مورد توجه قرار نگرفت مگر در سال 1927 با چاپ مقاله ی انتقادی در نشریه انجمن سلطنتی بریتانیا توسط«میجر گرین وود» و «لیون ایریس» که معترض شده بودند که نیمن در مقاله ی خود از «چوپروف» آمار شناس روس که در همان ایام وفات یافته بود،یاد و تقدیر نکرده است .

وی پس از چندی با کمک کارل پترسون توانست اتهامات ذکر شده را رفع نماید .اگرچه مقالات1923 و 1926 نیمن در بهبود مفهوم و مضمون تئوری نمونه گیری از جمعیت های متناهی چندان اثر بخش نبود ولی گاهی مهم به شمار می آید.

وی در سال 1934 مقاله ای به چاپ رساند که نقطه ی عطفی در کارهایش به حساب می آید.در این مقاله نیمن جزئیات اصلی نمونه گیری را به خوبی تجزیه و تحلیل کرده و عقاید خود را با باورهای دیگران تلفیق و با موفقیت ایده نمونه گیری هدف دار را از اعتبار ساقط کرد.

نیمن در تدوین روش آماری و شیوه های جدید برای طرح آمارگیری های نمونه ای سهم بسزایی داشته است.

عده ای می گویند که نیمن روی دوش غولها ایستاده است و این مسئله را مطرح کرده اند که نیمن مدیون مکتب نمونه گیری روسی تحت رهبری چوپروف میباشد.

 

منبع:انجمن علمی آمار دانشگاه شهید چمران اهواز

مشاهیر آمار

۱) چبیشف

۲) مارکوف

۳) بورل

۴) پاسکال


چبیشف :

چبیشف در ۱۶ ماه مه ۱۸۲۱ در "اکتاوو"٬ روستایی کوچک در روسیه غربی٬ در غرب مسکو متولد شد.هنگام تولد او پدرش از ارتش بازنشسته شده بود٬ اما اخیرا در زندگی نظامی اش بعنوان افسر مقابل نیروهای متجاوز ناپلئون جنگیده بود. چبیشف در خانواده ای کوچک که جزئی از خانواده ای بزرگ با تاریخچه ای جالب توجه به دنیا آمد.والدین اش ۹ فرزند داشتند که برخی از آنها شغل پدرشان را پیش گرفتند. تحصیلات ابتدایی او در خانه شکل گرفت . وی در منزل توانایی های اولیه خواندن٬ زبان فرانسه و حساب را یاد گرفت.بعدها زبان فرانسه برای او بسیار سودمند بود چون توانست با تکیه بر آن فرانسه را از نزدیک ببیند و ریاضیات پیچیده را به فرانسوی در همانجا بخواند. همین طور زبان فرانسوی بین ریاضیدانان پیشرو اروپایی زبان ارتباطی مؤثری بود. در سال ۱۸۳۲ وقتی یازده ساله بود٬ خانواده اش به مسکو رفتند.در آنجا او درس خواندن را در خانه ادامه داد ولی در آن زمان توسط پی.ان.پاگورلسکی- کسی که به بهترین مدارس ابتدایی آموزش ریاضیات در مسکو رسیدگی می کرد- در ریاضیات آموزش داده می شد. پاگورلسکی نویسنده بعضی از مشهورترین کتب درسی ریاضی مدارس ابتدایی در آن زمان و به طور قطع ریاضیات را به دانش آموزان القا می کرد و به آنها آموزش قوی ای از ریاضیات می داد.بنابراین٬ چبیشف خیلی خوب برای درس خواندن در علوم ریاضیات آماده شد وقتی که در سال ۱۸۳۷ به دانشگاه مسکو- این دانشگاه در سال ۱۷۵۵تأسیس شد- رفت. در دانشگاه مسکو کسی که تأثیر زیادی بر چبیشف گذاشت "نیکولای مترویوچ برشمن"- پروفسور ریاضیات کاربردی در دانشگاه مسکو از سال ۱۸۳۴- بود. چبیشف همیشه به تأثیر بزرگ برشمن بر خود هنگام تحصیل در دانشگاه اعتراف می کرد و او را مهمترین عامل در رسیدن به نتایج تحقیقاتش عنوان می کرد. دپارتمان فیزیک و ریاضی در دانشگاه او در سال تحصیلی ۴۱-۱۸۴۰ یک مسابقه برگزار کرد و چبیشف در مقاله ای y=f(x) را با استفاده از بسط سری ها برای توابع معکوس پذیر حل کرد ولی مقاله او در آن زمان تنها جایزه دوم را به خود اختصاص داد و در سال ۱۹۵۰ منتشر شد. چبیشف در سال ۱۸۴۱ فارغ التحصیل شد و تحصیلات خود را در فوق لیسانس تحت حمایت استاد محبوبش "برشمن" ادامه داد.
اولین مقاله او به زبان فرانسه٬در رابطه با انتگرالهای چندگانه ٬در سال۱۸۴۳ درمجله "liouvill" منتشر شد. دومین مقاله او نیز به زبان فرانسه بود و این بار در سال ۱۸۴۴ در مجله "crelle" به چاپ رسید. این مقاله در رابطه با همگرایی سری تیلور بود. در تابستان ۱۸۴۶ چبیشف در حال رسیدگی به رساله دکترای خود بود و در همان سال مقاله ای در مجله crelle بر پایه رساله خود منتشر کرد. رساله او در زمینه تئوری احتمال بود و در آن نتایج حاصل از تئوری احتمال را توسعه داد ولی با روشی ابتدایی.ناگفته نماند که رساله چبیشف تا پس از مرگ او به چاپ نرسید ولی او مقاله ای در رابطه با نتایج آن را در سال ۱۸۵۳ به چاپ رساند. او همچنین در زمینه تئوری اعداد نیز مقالاتی به چاپ رسانده است.از جمله کارهای ناتمام او نزدیک شدن به اثبات قضیه اعداد اول است.اثبات اینکه اگر p(n) تعداد اعداد اول کوچکتر یا مساوی n باشد در این صورت حد p(n)logn/n وقتی n به سمت بی نهایت میل می کند برابر ۱ خواهد بود.او نمی توانست ثابت کند که این حد برابر یک است در حالیکه این حد وجود دارد. اثبات این قضیه ۲ سال بعد از مرگ او مستقلآ توسط "هدمرد" و "de la Vallee" ارائه شد. همان طور که قبلآگفته شد چبیشف تئوری احتمال را بیان کرد. در سال ۱۸۶۷ او مقاله ای در رابطه با مقدار میانی را که در آن از نابرابری Bienayme استفاده شده بود چاپ کرد. یکی از نتایج این کار او نابرابری ایست که امروزه به آن نابرابری چبیشف-بینیم گفته می شود. ۲۰ سال بهد چبیشف دو قضیه در رابطه با اختمال را منتشر کرد٬ یکی اساس بکاربردن تئوری احتمال در داده های آماری و دیگری عمومی کردن قضیه حد مرکزی دموآر-لاپلاس.و اما زندگی خصوصی او٬ او هرگز ازدواج نکرد و تنها در یک خانه بزرگ با ده اتاق زندگی می کرد و از نظر مالی بی نیاز بود. و سر انجام در ۸ دسامبر ۱۸۹۴ در سنت پترزبورگ در روسیه در گذشت.

آندری آندرویچ مارکوف

مارکوف٬ فارغ التحصیل دانشگاه سنت پترزبورگ در سال ۱۸۷۸ بود. وی در سال ۱۸۸۶ مدرک پروفسوری خود را دریافت کرد. کارهای زودهنگام مارکوف در تئوری اعداد٬ آنالیز٬ حدود انتگرال ها٬ همگرایی سری ها٬ دنباله کسرها و ... بسیار اساسی بود. بعد از سال ۱۹۰۰ ٬ مارکوف تحت تأثیر استاد خود چبیشف٬ از روش دنباله های کسرها در تئوری احتمالات استفاده کرد.وی هم چنین در مورد رشته های متغیرهای وابسته متقابل٬ مطالعاتی انجام داد.با این امید ثابت کردن قوانین حدی در احتمالات در حالات کلی آنها.او قضیه حد مرکزی را با در نظر گرفتن فرض های کامل آن٬ اثبات کرد. مارکوف به دلیل مطالعاتش پیرامون زنجیرهای مارکوف که رشته هایی از متغیرهای تصادفی هستند٬ معروف است.در زنجیرهای مارکوف٬ متغیر بعدی توسط متغیر کنونی مشخص می شود ولی از راهی که تا کنون طی شده است مستقل است. در سال ۱۹۲۳ "نوربرت واینر" اولین کسی بود که پیرامون یک سلسله از این مراحل مارکوف شروع به بحثی جدی کرد.اساس یک تئوری اصلی در سال ۱۹۳۰ توسط کولموگروف فراهم شد. مارکوف به شاعری هم علاقه مند بود و پیرامون ساختار شعری مطالعاتی انجام داد.جالب اینکه کولموگروف هم٬ چنین علایقی داشت.مارکوف پسری به اسم خودش داشت که در ۹ سپتامبر ۱۹۰۳ به دنیا آمد و راه پدرش را ادامه داد.

امیل بورل

امیل بورل در هفتم ژانویه 1871 در اویرون فرانسه به دنیا آمد وتحصیلات خودرا درسن 22 سالگی دردانشسرای عالی پاریس به پایان رساند ودرهمان سال به ریاست گروه ریاضی دانشگاه لیل منصوب شد و در سن 25 سالگی درهمان دانشسرا استخدام گردید . درسال 1909 به عنوان مدیر نظریه تابعی که خودش آن را خلق کرده بود ,درشهرسوربن منصوب شد و به درجه استادی رسید.در سال 1910 به مدت ده سال به عنوان رئیس دانشگاه اکل انتخاب شدو درسال 1918جایزه ی کردیس رابه خاطرفعالیت هایش درجنگ جهانی اول کسب کرد و درسال 1921تا 1934به عنوان رئیس انجمن علوم برگزیده شد.

اولین نظریه جالب بورل, اندازه ی مجموعه نقاط بود .

این کاربه همراه دو ریاضیدان فرانسوی دیگر,«رنه بایر» و «هنری لبگ» ,به عنوان آغاز کنندگان نظریه جدید توابع یک متغیره ی حقیقی شناخته شد .

هرچند بورل اولین کسی نبود که بحث مجموع سری های واگرا را معرفی کرد,اما اولین کسی بود که نظریه سیستماتیک سری های واگرا را درسال 1899 در سن 28 سالگی توسعه داد. علاوه برآن درسال های 1927-1921 مجموعه مقالاتی درمورد نظریه بازی ها منتشر کرد و اولین کسی بود که بازی های استراتژیک را تعریف کرد . درطول این زمان وارد سیاست شد و مقالات سیاسی مهمی را به رشته تحریر درآورد. او شروع به تلاش درمورد اروپای واحد کرد وتا پایان عمرش خوش بینی محکمی دراین مورد داشت .بورل به همین منظور به انجمن سوسیالیست جمهوری پیوست و به عنوان وکیل آویرن انتخاب شد .در سال 1924 درحالی که هنوز نماینده ی مجلس بود ,به سمت وزیرنیروی دریایی (1940- 1925) منصوب شد .پس از دستگیری وی درسال 1941 به علت فعالیت های سیاسی و توقیف عقایدش در رژیم ویچی ,سخت مقاومت کرد وبه همین دلیل مدال مقاومت را درسال 1945 دریافت نمود .

برای کارهای علمی اش , اولین مدال طلای مرکز ملی تحقیقات را درسال 1955 دریافت نمود .مهمترین کاربورل درریاضیات , مباحثی دراحتمال , ریاضی و کاربردآنها بود که همگی به کاربرد لم بورل – کانتلی در آمار واقف هستیم.وی در سال 1946 در حالی که 75 ساله بود,کتابی تحت عنوان پارادوکس های جالب منتشر کرد . وی درسال 1956 درسن 85 سالگی درشهرپاریس درگذشت .

پاسکال


بلز پاسکال در ۱۶۲۳ در ایالت فرانسوی اوورنی متولد شد و خیلی زود توانایی شگفت‌انگیزی در ریاضیات از خود نشان داد.داستانهای چندی از دستاوردهای دوران جوانی او را خواهرش ژیلبرتا که بعدها خانم پریه شد نقل کرده است.به علت ضعف جسمی ، پسر را در خانه نگه داشتند تا از تحلیل بنیه‌اش جلوگیری کنند.پدر بر آن شد که تحصیلات فرزندش در بدو امر به مطالعه زبان محدود شود و شامل ریاضیات نباشد.حذف ریاضیات از مطالعات او کنجکاوی پسر را برانگیخت و وی از معلم سرخانه خود درباره ماهیت هندسه استفسار کرد.معلمش به او گفت که هندسه ، مطالعه اشکال دقیق و خواص اجزای مختلف آنهاست.توصیف معلمش از هندسه و دستور پدرش در نهی آن باعث تهییج او شده از وقت بازی‌اش دست کشید و پنهانی ، در عرض چند هفته پیش خود بسیاری از خواص اشکال هندسی و به ویژه این حقیقت را که مجموع زوایای مثلث یک نیم صفحه است را کشف کرد.
پاسکال در هجده یا نوزده سالگی اولین ماشین حساب را اختراع کرد و اختراع آن بدان لحاظ بود که پدرش را در ممیزی حسابهای دولتی در روئن یاری نماید.
فعالیتهای اعجاب‌آور پاسکال در سال ۱۶۵۰ ناگهان قطع شد.در این سال پاسکال که از ضعف جسمانی در رنج بود تصمیم گرفت از تحقیقات خود در ریاضیات و علم دست بردارد و خود را وقف تأملات مذهبی نماید ، ولی سال بعد به مدت کوتاهی به عالم ریاضیات بازگشت.در این دوران مقاله مثلث حسابی خود را نوشت ، آزمایشات متعددی درباره فشار مایعات به عمل آورد و مکاتبه به فرما وی را در پی‌ریزی شالوده‌های نظریه ریاضی احتمالات یاری کرد ، اما در اواخر سال ۱۶۵۴ آنچه را که وی به دیده یک ندای باطنی شدید مبنی بر ناخشنودی خداوند از تجدید فعالیتهایش بدان می‌نگریست دریافت کرد.این ندای غیبی زمانی به او رسید که اسبهای رم کرده کالسکه حامل وی با دیواره پلی در نویی تصادم کردند و خود او فقط به دلیل پاره شدن معجزه‌آسای تسمه‌ها نجات یافت

Chebyshev

Markov

امیل بورل

Pascal

Gauss

Laplace

دموآور